ز دو ديده خون فشانم ز غمت شب جدايى‎
چه كنم كه هست اينها گل باغ آشنايى
* * *
مژه ها و چشم يارم به نظر چنان نمايد
كه ميان سنبلستان چرد آهوى ختايى
* * *
سر برگ گل ندارم، ز چه رو روم به گلشن
که شنيده ام ز گلها همه بوي بي وفايي‎
* * *
به كدام مذهب است اين، به كدام ملّت است اين
كه كشند عاشقى را كه تو عاشقم چرايى‎
* * *
به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند
كه تو در برون چه كردى كه درون خانه آيى‎
* * *
به قمارخانه رفتم همه پاكباز ديدم
چو به صومعه رسيدم همه زاهد ريايى
* * *
در دير مى زدم من كه ندا ز در درآمد‎
كه درآ درآ عراقى، كه توهم از آن مايى