درباره نویسنده
سید فتح الله صدری زاده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • سید فتح الله صدری زاده
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • طنز/بالا بلایى اختلاس!
  • ما... رفتن...خیام!
  • دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!
  • شب پرخاطره شجریان در «لس‌آنجلس»
  • یکی از ما که زنجیرش رهاتر بود...
  • رهی معیری
  • فاطمه، فاطمه است
  • عشق و دیوانگی
  • روز بزرگداشت شیخ بهایی
  • قول شرف تکذیب شد
  • عقل دیوانه شد از سعدی دیوانه مزاج
  • برگردید پیش ننه تان، شما به درد جنگ نمیخورید
  • چرا هنوز فروغ ؟
  • تمثیل و مَثَل در آثار عطار
  • اندیشه های سبز زندگی
  • 10 زن نویسنده که توانستند دنیا را شگفت زده کنند.
  • میمون ها و کلاه فروش
  • مورچه و سلیمان
  • داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر
  • از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !
  • با تفکر بخوانید
  • شعر درباره ی ایران که در دوره ی مظفر الدین شاه سروده شده
  • سوال دختر بچه ای از پدرش در حین تماشای یک سریال ایرانی
  • 45 دستور العمل برای زندگی
  • گفتم: چشمم، گفت: براهش میدار
  • پیغام گیر :
  • از گناهان فروغ فرخزاد
  • که نوروز آمد و گلزاربشکفت
  • فرزند دلبندم،دوستت دارم
  • جلوه های نوروز و بهار در شعر فارسی
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • تیر ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
  • اسفند ۸٢
  • بهمن ۸٢
  • دی ۸٢
  • آذر ۸٢
  • آبان ۸٢
  • مهر ۸٢
  • شهریور ۸٢
  • امرداد ۸٢
دوستان من
     
کدهای اضافی کاربر



فرهنگ لغات

استاد شهریار

سال هاي تاكنون

ملک الشعرای بهار

مقالات صدري زاده

عبدالحسين مختاباد

عشق علیه السلام

دکتر علی شریعتی

www.shereno.com

قيصر امين پور

ستیغ سخن

ديگه چه خبر

سینرژی

پیرنگ

گل آباد

ادبستان

تحرير

آهو خانم

حال و روزنوشت‌

همایون شجریان

فوتو هایکو


سربانگ

غزلیات شهریار

فرهنگ و ادب

آواز ايراني

مولوي

سعدي

عصر خيام

حافظ شيرازي

عشق و حافظ

حكيم عمر خيام

اخوان ثالث

استاد شهريار

فريدون مشيري

فريدون مشيري

سهراب سپهري

شعر دفاع مقدس

خلاصه رمان های مشهور



Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل
دریافت كد




Google PageRank Checker





از رودكي تا شهريار
شکر شکن شوند همه طوطیان هند . . . زین قند پارسی که به بنگاله می رود
طنز/بالا بلایى اختلاس!
نویسنده: سید فتح الله صدری زاده - سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱

من چرا باید بگویم هست جایى اختلاس

هست این مقدار کم آیا خدایى اختلاس؟!

بین خلق چین شود تقسیم اگر این وجه کم

مى شود اندازه ى یک پول چایى اختلاس

با چنین مقدار کم امروز و فردا ناگزیر

مى کنیم از کشورى دیگر گدایى اختلاس

کار هر بز نیست خرمن کوفتن، آدم ولى

مى کند گاهى هم از بى دست و پایى اختلاس

اختلاس انواع دارد؛‌گاه تنهایى ست‌گاه

با شریکى دیگر و گاهى سه تایى اختلاس

تاکنون یک روستایى اختلاس از او نکرد

گرچه شهرى مى کند از روستایى اختلاس

در جهان با هر کسى شد مرتبط، باور کنید!

مرتبط هرگز نباشد با مشایى اختلاس

با مشایى جاى خود دارد، ندارد بلکه ربط

با کسانى چون فنایى یا بقایى اختلاس

دیگر از بیگانگان هرگز ننالد هیچ‌کس

مى شود وقتى دلیل آشنایى اختلاس

هیچ‌کس اینجا مقصّر نیست گویا تا به حال!

پس یقیناً کرده موجودى فضایى اختلاس

چون بلا مى آید از بالا به قول انورى

الغرض رعنایى و بالا بلایى اختلاس


ادامه مطلب ...
نظرات ()



ما... رفتن...خیام!
نویسنده: سید فتح الله صدری زاده - پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
به بهانه‌ 28 اردیبهشت؛ روز بزرگداشت حکیم عمر خیام
 

ابتکار : رحمان حسینی
اشاره: در بی‎توجّهی به فعل و واژه ی رفتن لابد خیلی‎ها عمر ِخیام را مقصّر قلم‎داد می‎کنند و به جهان‎بینی‎اش در نظر به «این‎جا و اکنون» و فلسفه ی دم‎غنیمت‎شماری‎اش اشاره می‎کنند! شاید نمی‎فهمند «حکیم» چه گفته! پس توصیه می‎کنم بخوانند این را:نوشتن از رفتن سخت‎تر است از نوشتن از آمدن، رسیدن و ماندن. آن قدرسخت است که همه ی رفته‎ها ی ‎مان را جلو ی چشمان ِمان می‎آورد تا تک‎تک ِآن‎ها را بشماریم و از هم جدا کنیم و دوباره به سختی فرو ببریم! می‎گویند در نگاه و توجّه به رفتن اگر زیاده برویم، مرض می‎آورد! چه مرضی؟ نمی‎دانم! اگر هم کم به رفتن فکر کنیم، باز هم مرض می‎آورد لابد! هر چند انگار این یکی را خوب می‎دانم و می‎شناسم و باید کمی از آن بگویم. بد مرضی ست مرض ِاین که به رفتن فکر نکنیم و یا «وانمود» کنیم که نمی‎کنیم! این دومی از همه بدتر است و خطرناک‎تر. چرا خطرناک؟ باز می‎گویم!
خطرناک‎تر است؛ آن وقتی که به فکر و نگران ِهیچ چیز نباشیم؛ نه حال و نه گذشته و نه آینده. کسانی که هیچ به رفتن نمی‎اندیشند شاید ادعا کنند که دهری اند و خیامی و یا تنها «دم» را غنیمت می‎دانند!!! چنین کلامی از هر چیز ِدیگر تعجّب‎آورتر است؛ زیرا
جناب ِخیام و دوستان ِدیگر ِهم‎«کیش»‎اش (کیشی که صدها و بل‎که هزاران سال است بسیار در ناخودآگاه ِجمعی ی ما مردم ِپارسی‎زبان رسوخ و نفوذ یافته) چنین بینشی را اتّفاقن بر مبنا ی چیزی بنا نهاده اند که یکی از اسم‎ها ی آن، رفتن است! از رفتن است که به «دم و حال و اکنون و این‎جا» رسیده اند؛ نه از بی‎توجّهی و غفلت از آن!


ادامه مطلب ...
نظرات ()



دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!
نویسنده: سید فتح الله صدری زاده - شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

جنسا اگه گرون شده، به ما چه!

گرونی بی امون شده، به ما چه!

زندگیا خزون شده، به ما چه!

فصل ضعیف کشون شده، به ما چه!

واسه دیگرون شده! به ما چه!

دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!

***

وضع حقوق بگیرها، خیلی زاره؟

کارگرا خیلی شدن بیچاره؟

سفره ها چند وقته که نون نداره ؟

تو بانکها اختلاس شده دوباره؟!

چه چیزهایی عیون شده! به ما چه!

دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!

***


ادامه مطلب ...
نظرات ()



شب پرخاطره شجریان در «لس‌آنجلس»
نویسنده: سید فتح الله صدری زاده - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

شرق : علی فراستی - تالار «شراین» لس‌آنجلس یک‌بار دیگر شبی به یادماندنی را به خود دید. در پنجمین شب ماه می‌(16 اردیبهشت) تالار زیبای مجاور بولوار جفرسون معروف به «شراین آدوتوریوم» که محل برگزاری مراسم اسکار نیز هست، شاهد روی صحنه رفتن محمدرضا شجریان، استاد آواز ایرانی بود. این کنسرت بخشی از تور بزرگ شجریان و گروه «شهناز» در آمریکا بود که مخاطبان زیادی را به این تالار هفت هزار نفری کشاند.
در کنسرت لس‌آنجلس 16 ترانه و تصنیف با ساز و آواز اجرا شد که بیشتر آنها جدید بودند. با این حال حاضران مستمرا درخواست اجرای ترانه «مرغ سحر» را می‌کردند. در این اجرا شجریان پس از اجرای ترانه جاودانه «رزم مشترک» با اجرای «مرغ سحر» شور و حال دیگری به مراسم داد. این کنسرت‌ها با استقبال پرشکوه ایرانیان مقیم آمریکا و همچنین آمریکاییان علاقه‌مند به موسیقی شرقی و ایرانی مواجه شد؛ به‌خصوص که برخی از سازها برای حضار ناآشنا بود. در این تور هنری 14 موسیقی‌دان از جمله مژگان شجریان، استاد آواز ایران را همراهی کردند. اسامی گروه موسیقی و سازهای هریک از نوازندگان و اعضای گروه عبارتند از: مجید درخشانی، سرپرست گروه، تنظیم‌کننده و نوازنده تار و کرشمه؛ رامین صفایی، نوازنده سنتور؛ شاهو عندلیبی، نوازنده نی؛ مژگان شجریان، همخوان آواز و نوازنده سه تار؛ حامد افشاری، نوازنده شه‌نواز؛ رادمان توکلی، نوازنده تار؛ کاوه معتمدیان، نوازنده سبو و صراحی سوپرانو؛ سحر ابراهیم، نوازنده قانون؛ سامان صمیمی، نوازنده کمانچه و دل و دل؛ مهدی امینی، نوازنده ساغر؛ مهرداد ناصحی، نوازنده صراحی آلتو و شهر آشوب آلتو؛ جمشید صفرزاده، نوازنده تندر؛ سپیده خداوردی، نوازنده شه‌بانگ؛ حمید قنبری، نوازنده تمبک و حسین رضایی‌نیا، نوازنده دف و دایره. شجریان و گروهش پس از اجرای به یادماندنی در لس‌آنجلس، بلافاصله به سن‌خوزه در حومه جنوبی سانفرانسیسکو رفتند تا آخرین کنسرت را اجرا کنند.
تور کنسرت‌های شجریان و گروه شهناز در آمریکا، 19 آوریل (31 فروردین) در شهر بوستن آغاز شد. سالن جان‌هنکوک شهر بوستن در حالی میزبان استاد شجریان و گروه شهناز بود که این گروه، کنسرت‌های جدید خود را در دو بخش سه گاه و بیات اصفهان پیشکش علاقه‌مندان موسیقی ایرانی کردند. این گروه در ادامه تور خود، روز جمعه ۲۰ آوریل در نیویورک، یکشنبه 22 آوریل در واشنگتن و 28 آوریل در دورهام و 29 آوریل در آتلانتا روی صحنه رفتند. بدین‌ترتیب تور هنری شجریان و گروه شهناز پس از هفت شب کنسرت در شهرهای مختلف آمریکا، با اجرای آخرین کنسرت در شهر سن‌خوزه به سفر هنری آمریکا پایان داد. محمد رضا شجریان به موازات برپایی کنسرت‌هایش در شهرهای آمریکا، روز دوشنبه نهم آوریل به دعوت انجمن دانشجویان کالیفرنیا در سن‌دیه‌گو سخنرانی کرده بود. او در این سخنرانی با عنوان «موسیقی ایران در ۵۰ سال گذشته» به معرفی موسیقی ایرانی و سازهای ابداعی خود پرداخت. او همچنین در بخش دیگری از این مراسم، به پرسش‌های دانشجویان درباره موسیقی ایرانی و سازهای ابداعی خود پاسخ داد. این خواننده بنام، پیش از این هم در تورهای اروپایی خود و در کشورهای مختلف به سخنرانی و معرفی موسیقی ایرانی و سازهای ابداعی خود پرداخته است.
آخرین آلبوم منتشره محمدرضا شجریان و گروه شهناز در ایران «مرغ خوشخوان» نام دارد که توسط شرکت فرهنگی و هنری دل‌آواز منتشر شده. این اثر ساخته محمدرضا شجریان و تنظیم مجید درخشانی در دستگاه شور و آواز ابوعطا روی اشعار مولانا، حافظ و باباطاهر است و آوازهای آن مربوط به اجرای کنسرت سال ۱۳۸۷ در تالار کشور تهران بوده و اجرای ارکستری به‌صورت گروهی در شرکت دل‌آواز ضبط شده است.

نظرات ()



یکی از ما که زنجیرش رهاتر بود...
نویسنده: سید فتح الله صدری زاده - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

 مروری کوتاه بر کتاب"حالات ومقامات م.امید" نوشته دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

ابتکار : حجت‌الله کرمی- شاید اگر مهدی اخوان ثالث و تلاش‌های حیرت آور او در معرفی و تبیین بدایع شعر نیمایی نبود، امروزه نیمایوشیج واسلوب شاعریش این قدر و ارجی را که در چشم ادیبان و سخن‌سنجان روزگار یافته ‌است، نمی‌یافت و اگر محمدرضا شفیعی ‌کدکنی و نقد و نظرهای عالمانه و زبان و قلم فصیح او نبود قدر ومنزلت مهدی اخوان ثالث نیز درنزد اقران روزگار تا این پایه شناخته نبود.
بی هیچ شک وتردیدی، استاد شفیعی کدکنی موثق ترین وسزاوارترین شخصی است که می‌توان درآئینه‌ی اوراق کتاب‌هایش چهره‌ی شاعر بزرگ وسترگی چون مهدی اخوان ثالث را به تماشا نشست وازاقیانوس ذهن فیاض و جوشانش مرواریدهای درشت صید کرد. چرا که او بیشترین انس والفت را -به تعبیرخود استاد - با اخوان داشته و او هم از میان تمامی اقران، شفیعی کدکنی را بیشتر دوست می‌داشت.
“ حالات ومقامات م.امید” یکی از همان امواج هیجان‌انگیز و بزرگ دریای دانش و تجربه‌ی شفیعی کدکنی است. کتابی که می‌توان از دریچه‌های بازش، خاطرات بیش از بیست سال همنشینی ومصاحبت دو شاعر و ادیب برجسته‌ی قرن را به روشنی و وضوح یک فیلم بلند پرماجرا، تماشا کرد.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



رهی معیری
نویسنده: سید فتح الله صدری زاده - یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱
رهی معیری

 

رهی معیری با تخلص رهی از غزل‌سرایان معاصر ایران است.

محمدحسن (بیوک) معیری فرزند محمدحسین‏خان مؤیدخلوت و نوهٔ دوستعلی‌خان نظام‌الدوله در دهم اردبیهشت ۱۲۸۸ خورشیدی در تهران,گلشن چشم به جهان گشود . پدرش قبل از تولد رهی درگذشته بود. رهی معیری تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد. آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانه سلطنتی اشتغال داشت.

رهی از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی دلبستگی فراوان داشت و در این هنرها بهره‌ای بسزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولین رباعی خود را سرود:


ادامه مطلب ...
نظرات ()



فاطمه، فاطمه است
نویسنده: سید فتح الله صدری زاده - چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱

خواستم از ”  بوسوئه ” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از ”  مریم ” سخن می‌گفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه‌ سخنوران عالم  درباره مریم داد سخن داده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌های مریم را بیان کرده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه ‌شان را به کار گرفته ‌اند.
هزار  و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیکرسازان بشر، در نشان  دادن سیما و حالات مریم هنرمندی ‌های اعجاز‌گر کرده‌ اند.

اما  مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه ‌ها و کوششها و هنرمندی‌‌های همه در طول این  قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌های مریم را  بازگویند که: “مریم (س)، مادر عیسی (ع) است “.
و من خواستم با چنین شیوه ‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌‌ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است


ادامه مطلب ...
نظرات ()



مطالب قدیمی تر »